یک تمرین برای تمام تمرینها
هنگامی که عمل میکنید،
هنگامی که می اندیشید،
هنگامی که گلی را میبویید،
هنگامی که رنگی را میبینید،
هنگامی که آهی میکشید،
هنگامی که شاد میشوید،
هنگامی که غمناک میگردید،
هنگامی که در چشمان یارتان مینگرید،
هنگامی که دست دوستی را میفشارید،
هنگامی که گذر زمان را میبینید،
هنگامی که سردی مرگ به شما هجوم می آورد،
هنگامی که گرمی زندگی شما را فرا میگیرد،
هنگامی که در زیر باران قدم میزنید،
هنگامی که دوست میدارید،
هنگامی که دشمنی میورزید،
هنگامی که رها هستید،
هنگامی که نفس میکشید،
و تا هر گاه که هستید، و وجودتان جایگاه همه صفتهایی است که از شما مانند همه انسانها یک انسان منحصر بفرد میسازد، برای اندکی وقت به آگاهی خود آگاه شوید و جریان وجودیتان را بنگرید. بنگرید که چگونه هستید و جدای از خود هستید. که آنگاه چگونه زمان حجم میگیرد و در درون شما جریان می یابد. خواهید دانست که رودخانه ای بودید که زمان در آن جریان داشت. نمیدانید چه وقت رود وجودتان خشکید. ولی شادابید که دوباره به جریان افتاده اید. سنگهای کف رودخانه جلایی تازه یافته اند و شما زندگی بخش مسیرتان هستید. همین اکنون به آگاهی خود آگاه شوید. وجودتان را احساس کنید و جریان یابید.
خواب یا بیدار؟

Picture has been remade from a scene of The Animatrix episode Kid's Story
I believe.
برچسب ها:
ماتریکس ،
انیمیتریکس ،
داستان پسربچه ،
نوشتاری در تاریکی
سلام به همه خوانندگان، میدانم از اینکه مدت طولانیی است که دیگر ننوشته ام گله مند هستید. در این مدت در شرایط مناسبی برای نوشتن نبوده ام. در حال از دست دادن دلایلم برای نوشتن هستم. میگویند که ما انسانها احساسی هستیم. بر پایه تمایل احساسیمان تصمیم میگیریم و سپس سعی در توجیه منطقی آن میکنیم. جریان باد مخالفی در زندگیم شروع به وزیدن کرده است. هیچ چیز مرا در مورد وبلاگ ناراحت نمیکند، اینکه نوشته هایم را در همه جای اینترنت به اسم خود قرار میدهند، اینکه بسیاری برای دلایل غلط دست به عمل میزنند، اینکه مرا آنگونه که میخواهند میشناسند و نه آنگونه که هستم، و ... ولی اکنون در درون من سودائی است که غوغایش خواب شب از من گرفته است. آرزو دارم خداوند به من وضوح زمان مرگ بدهد. لحظه ای که زندگی کوله بارش را میبندد و به یکباره در سیاهی ها ناپدید میشود. آرزو دارم بدانم که چرا باید چنین غمگین و در عین حال خوشحال باشم. وقتی آهنگ «اولین ستاره» نواخته میشود چرا باید حیرت مرا در خود خفه کند، هنگامی که او را به یاد می آورم. او خدایی تازه برای من است و هر چند هر روز در می یابم که او را نمیشناختم و هنوز نمیشناسم، ولی جایگاهش برایم جابجایی ناپذیر است. چه کشنده است حیرتم. آرزو دارم وضوح زمان مرگ مرا در خود فراگیرد، و تو را فقط آنگونه که هستی بیابم نه آنگونه که به تصویر کشیده شده ای، و آنگاه برای همیشه در آنچه هستی رها شوم. خدایا روح زخمی مرا تیمار کن، که فقط دستان تورا میطلبم.
راهنمای کامل بیداری در رویا (قسمت پنجم)
روشهای تکمیلی
این روشها شما را در بیداری در رویا یاری میکنند و افزایش دهنده و جریان دهنده آگاهی هستند.
نشانه های رویا: شکار موقعیتها
در قسمتهای قبل برای شما اهمیت یادآوری و نوشتن خوابها را گفتم. هدف از این تمرین جهت دادن به توجه شما به خواب و رویای شما است که با یادآوری و نوشتن شما انجام میگیرد. یکی از چیزهایی که میان همه خوابهای شما مشترک است نشانه های خواب هستند. نشانه هایی که به شما میگویند این یک خواب است. زمینه این نشانه ها میتواند گفتاری، تصویری، عملی، مکانی یا دیگر زمینه ها باشد. مثلا پرواز کردن یکی از نشانه های خواب دیدن است. جایی که شما بدون هیچ چیز و بخودی خود پرواز میکنید. یا میتواند مثلا محلی باشد که شما در آن هستید، و با بودن در آن مکان شما متوجه رویا دیدن خود میشوید، و خیلی نشانه های دیگر که شما را به رویا بودن محیط آگاه میکنند. اکنون آنچه میتوانیم از این نشانه ها دریافت کنیم دقیقا آن چیزی است که به دنبال آن هستیم و آن بیداری در رویا است. قدم را هنگامی عملی کنید که به اندازه کافی برای اینکار خواب نوشته باشید. اکنون قسمتی از دفتر رویا را یا دفتری دیگر را به اینکار اختصاص دهید و نام آن را نشانه های خواب یا رویا قرار دهید. خوابهایی را که تا کنون دیده اید و خوابهای دیگری را که به خاطر دارید بیاد آورید و مورد بررسی قرار دهید. بنگرید که چه چیزی از هرکدام از آنها یک رویا میسازد، و آن را یادداشت کنید. نشانه ها را شماره گذاری کنید، یک اسم مشخصه برای آنها تعیین کرده و توضیحی مختصر برای آنها بنویسید. به این ترتیب هر بار وقتی به اینکار اختصاص دهید و نشانه های خواب خود را یادداشت نمایید. قدم بعدی این است که در زمان خوابیدن یا در مواقع دیگر به بررسی و یادآوری این نشانه ها بپردازید تا در خواب به آنها آگاه شده و این موقعیتها را شکار کنید. آنچه که اتفاق می افتد این است که وقتی شما به چنین نشانه هایی برمیخورید بلافاصله متوجه رویا دیدن و خواب دیدن خود شده و در رویا بیدار میشوید.
بیان قصد
خواسته هایی که بیان شوند انرژی بیشتری آزاد میکنند و فعلیت یافتن آنها قویتر میشود. روش بیان قصد دو مرحله دارد. در ابتدا روی یک کاغذ هدف و قصدی را که دارید بنویسید. قصدی که آن را خواهید نوشت میبایست خصوصیات زیر را داشته باشد:
1. تا جای ممکن کوتاه با جمله بندی ساده.
2. کاملا مشخص و روشن باشد.
3. سخت ولی عاقلانه و قابل دستیابی باشد.
سعی کنید قصدتان را در یک جمله بیان کنید، و کاملا بدانید که چه میخواهید. مثلا قصد و خواسته شما بیداری در رویا است، از این جهت کاملا مشخص و روشن است. از طرفی دیگر جزئیات آن میبایست عاقلا و قابل دستیابی باشد. مثلا کاملا غیر عاقلانه است درحالی که هنوز بیداری در رویا را تجربه نکرده اید، بخواهید از همان ابتدا مثلا در ماه اول 20 یا 30 بار در رویا بیدار شوید. برای همین مراحلی تدریجی برای قصدتان بنا کنید و وقتی به قصدی دست یافتید هدف و قصد بعدی را مشخص کنید. به این ترتیب پله پله پیش میروید و هدفتان قابل دستیابی میباشد. بعد از اینکه قصدتان را بزرگ روی یک کاغذ نوشتید، آن کاغذ را میتوانید بر دیوار اتاقتان بزنید تا همیشه برای شما قابل رویت باشد. بعد از آنکه قصدتان را معلوم کردید و آن را نوشتید، نوبت به مرحله دوم میرسد. قدم بعدی این است که شب هنگام قبل از خوابیدن قبل از خواب با صدای بلند و محکم، تماما مانند اینکه خواسته ای را بیان میکنید تا کسی پاسخگوی آن باشد، قصدتان را بیان کنید. این کار مزایای بسیاری دارد، و کامل کننده مرحله نوشتن است، و بیان خواسته ما باعث جذب آن میشود. وقتی به هدف و قصدی که تعیین کرده بودید رسیدید سراغ هدف بعدی بروید. نکته اینکه خیلی بهتر است که هدفهایتان دارای زمانبندی باشند. در ابتدای امر هدفهای کوتاه مدت تعیین کنید. و به تدریج هدفهای بلندمدتی برای خود تعریف کنید.
مثالی از یک قصد میتواند این باشد: "میخواهم ظرف یکماه در رویا بیدار شوم"
و یا مثالی از یک قصد بلندمدت: "میخواهم هر ماه 10 بار در رویا بیدار شوم"
حتما نتائج را در جایی یادداشت کنید تا بتوانید کار خود را ارزیابی کنید.
آنچه دارم
سلام،
میخوام از خدا تشکر کنم و بگم که سعی میکنم قدر چیزهایی را که دارم و انسانهایی که در جریان زندگیم وارد شده اند را بدانم. در طول چند سال زندگیم افرادی بوده اند که زندگیم را لمس کرده اند، در این لحظه که این متن را مینویسم احساس میکنم نیاز دارم احساسم را نسبت به آنها بیان کنم. از جمله این افراد پدر و مادرم هستند که از خدا تشکر میکنم آنها در زندگیم هستند. از دوستانی که بودند و دوستانی که هستند ممنونم که در لحظات تنهایی مرا همراهی کردند، در لحظات ضعف تکیه گاهی برایم گشتند و خاطره ای حک شده در وجودم. اشکهایی شدند که میریزم. و خنده هایی که در دنیایم منعکس میشوند. از برادران و خواهرانم که دنیای جبری به دنیا آمدن و همسفر بودن را با من به تاب آوردند و آن را با من به اشتراک گذاشتند. شخصی در بلاگش به عنوان دعای سال جدید نوشته بود «خدایا به من این قدرت را بده که آن چیزهایی را بخواهم و قدر بدانم که دارم» از آنچه دارم آگاهی و سلامتی و زندگی است که میخواهم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. شما دوست عزیزی که در حال خواندن این نوشته هستی، گمان نکن در زندگیم تاثیری نداشته ای، بلکه یقین کن در دنیایی که اینقدر بزرگ و آنچنان کوچک است نور وجودت مرا در برگرفته است. همین بس که آنچه به شما هدیه کردم را پذیرفتید و این محبت شما را همیشه به یاد دارم، و هیچگاه فراموش نخواهم کرد آن چه را به من هدیه کردید.
همیشه
سلام، برای همیشه
چون همیشه، هستم
و همیشه، تو نیستی
وقت رفتن، سلام
چون هیچگاه نبودی، مثل همیشه
شاید یک خنده بود، شاید یک گریه
شاید یک قدم بود، شاید یک دریا
ولی برای من، تو همیشه بودی
شاید مثل خواب، چون من بیدارم
شاید مثل مرگ، چون من زنده ام
شاید مثل زمزمه، چون من خاموشم
شاید چون نبودی، چون من هستم
عمق همینه، وقتی بهش برسی
قلبت میمیره، وقتی ذهنت مرد
وقتی که زمزمه ای نیست، آهنگی نیست
شاید، اما، کجا، یک خیاله؟ شاید باشه، اما چی مهمه؟ اینکه کجا باشم؟
موطن آدمی در قلب کسانی است که دوستش میدارند،
پس برای همیشه، سلام
راهنمای کامل بیداری در رویا (قسمت چهارم)
دو واقعیت جدایی ناپذیر: خواب و بیداری
تا هنگامی که خواب هستید، این رویا برای شما یک واقعیت است، و بیداری آن را به خواب تبدیل میکند. اکنون بیاییم و مسئله را کمی بزرگتر ببینیم. زندگی ما واقعیتی است که بیداری مرگ آن را به یک رویا مبدل میکند. رویایی که روزی واقعیتی برای ما بوده است. انسانهای زیادی بدون آگاهی از زندگیشان عبور میکنند، و لحظه ای با تغییر واقعیتشان به مرگ این عبور را در نهایت درک خواهند کرد، "فرصتی از دست رفته". ما در رویا بیدار میشویم، تا بتوانیم گذرا بودن آن را درک کنیم، از حضور فرصتها آگاه شویم و گوهر آگاهی خود را از این حلقه عدم آگاهی خارج کنیم. واقعیتها برای ما تک بعدی هستند چون روند آگاهی ما در همان سطح ادامه می یابد. و قتی این روند شکسته شود، چه به سمت پایینتر چه به سمت بالاتر، ما به واقعیات پایینتر یا بالاتری منتقل میشویم. برای فهم بهتر خواب و بیداری میبایست به هستی آن واقف شد. چه بسا انسانهای بیداری که در خواب به سر میبرند، و حتی شاید در هنگام مرگ نیز بیدار نشوند. آگاهی آنها به دلیل رشد نکردن در سطح پایینی قرار خواهد داشت، و شاید قرار گرفتن در واقعیت جدید بعد از مرگ باعث رشد آگاهی آنها شود، شاید هم اینگونه نشود. آنچه میخواهم بگویم این است که، وقتی شما آگاهی را انتخاب کردید، آنچه در نتیجه آن می آید فراتر از واقعیت خواب و بیداری خواهد بود، و شما فراتر از واقعیت مرگ و جزو حقیقت زندگی خواهید بود.
دستیابی به بیداری در رویا
در این قسمت برای شما ادغامی از روشهای شرقی و غربی برای بیداری در رویا را بیان خواهم کرد. بیداری در رویا به طور منظم نیاز به تمرین و ورزیده شدن دارد. شما با خواندن و عمل کردن به تمریناتی که در این بخش نوشته ام خواهید توانست درصد آگاهی در رویا را برای خود بالا ببرید.
بررسی واقعیت
همانطور که در قسمت قبل خواندید میدانیم که خواب واقعیتی یک بعدی است. به این معنا که وقتی درون آن هستیم به طور طبیعی فقط آن را واقعی میدانیم زیرا در آن زمان خوابیم، و بیدار نیستیم. وقتی بیدار میشویم متوجه میشویم که آنچه دیده ایم خواب بوده. برای آگاه شدن در خواب میبایست که نسبت به آن محیط آگاه شویم. دقیقا همانند بیداری. و میبایست اختلاف میان این دو را بدانیم. این اختلافات بسیار بدیهی هستند. مانند اتفاقات کاملا متناقض و اعمال غیرمنطقی که انجام میدهیم. مثلا اگر بدون کمک چیزی در حال پرواز هستید، مطمئنا دارید خواب میبینید. این واقعیت خواب است که به شما اجازه میدهد اینگونه عمل کنید و عمل پرواز انسان بدون استفاده از هیچ گونه وسیله امکان پذیر نیست زیرا انسان تابع قوانین فیزیکی دنیاست. ولی در خواب اینگونه نیست. شما میتوانید خواب ببینید در اقیانوس فرو رفته اید و هیچ نیازی به هوا نداشته باشید یا از روی ارتفاع زیادی بپرید و در هنگام برخورد با سطح اتفاقی برای شما نیفتد. پس چگونه است که از این اعمال میگذرید؟ زیرا این اعمال در خواب برای ما بدیهی تعریف شده اند. میبایست برای آگاهی در رویا روند واقعیت آن را در ذهن خود بشکنیم و با اراده خود به این موضوع آگاه شویم که ما اکنون در حال خواب دیدن هستیم. اکنون قدمها بررسی واقعیت را برای شما بیان میکنم:
1. پرسش از خود
هر روز یا شب که بیدار هستید از خود سوال کنید " آیا من خواب هستم؟ " نگاهی به خود و اطرافتان بیندازید. آیا چیزی غیر طبیعی، غیر منطقی یا متناقض میبینید؟ مثلا آیا چیزی را میبینید که ثابت نیست و در حال تغییر است به طوری که قابل مشاهده است. مانند یک دیوار که ارتفاع آن مرتبا کم و زیاد میشود. یا شاید یک ماشین در اتاق حال شما وجود دارد. میتواند هر چیزی باشد. اکنون کمی فکر کنید آیا در جایی هستید که میبایست باشید؟ ساعتهای قبل را بیاد آورید یا شاید دقایق قبل را، و بررسی کنید که آیا در ادامه دار بودن آنها خللی وارد شده و آیا به آنجایی که هستید منتهی میشوند؟ در خواب این امکان وجود دارد که با خیره شده به شیئی آن را ناپدید کنید یا در آن تغییر ایجاد کنید. همه چیز به سرعت در خواب تغییر میکند. لحظه ای در خانه هستید، لحظه ای دیگر خود را در کشوری دیگر می یابید. به تغییرات توجه کنید. آیا در حال انجام کاری هستید که در بیداری برای شما ممکن نیست؟ دارید خواب میبینید. نوشته ای را بخوانید، اکنون چشمانتان را ببندید و دوباره باز کنید. دوباره نوشته را بخوانید. آیا تغییر کرد؟ اگر اینگونه است شما حتما در حال خواب دیدن هستید. همه اینها و دیگر نشانه ها، به ما میگویند که در حال خواب دیدن هستیم. سوال کردن از خود در این روش اساسی است. چند عمل جانبی هم هست که میتوانید در تنهایی انجام دهید. بعد از طی روند بالا و سوال از خود اکنون بپرید. بلکه درست خواندید، به بالا پرش کنید و سعی کنید خود را در هوا نگهدارید. هنگامی که در خواب این عمل را انجام دهید و سعی کنید در هوا معلق بمانید اینگونه میشود و وقتی این اتفاق افتاد شما دارید خواب میبینید. عمل دیگری که میتوانید انجام دهید کشیدن انگشت دست است. انگشت دستتان را بکشید. وقتی در خواب این عمل را انجام دهید انگشتتان یا دستتان کش می آید. این نشان میدهد که شما خواب هستید.
2. جلمه تلقینی
اگر همه این اعمال را انچام دادید و به این نتیجه رسیدید که کاملا بیدارید به خود بگویید "دفعه بعد وقتی خواب میدیدم یادم می آید که در حال خواب دیدن هستم" پس هنگامی که این جمله را پس از هر بار بررسی واقعیت محیط خود بیان کردید در واقع به خود یاد آوری میکنید که اولاًً و مهمتر از همه عمل بررسی واقعیت را انجام دهید، و عمل بررسی واقعیت خود در مضمون دارای سوالی است که باعث میشود شما خواب بودن خود را بیاد آورید. پس همانگونه که میبینید این سوال بسیار با هدف پرسیده میشود و کاملا با عملمان هماهنگ است. جمله بالا را چند بار به خود تکرار کنید. این کفایت میکند. اکنون به مرحله بعد بروید.
3. تصور
خود را تصور کنید که در حال انجام عمل مورد علاقه تان هستید. اگر پرواز را دوست دارید، بعد از اینکه قسمت قبل را انجام دادید چشمانتان را ببندید و تصور کنید که در حال پرواز هستید. این تجسم باعث میشود شما خود را در خواب در حال پرواز بیابید و به خوابتان آگاه شوید، زیرا پرواز در خواب از نشانه هایی است که به شما میگوید این یک رویا است. تصور شما هرچیز دیگر میتواند باشد. خصوصیتی که میبایست داشته باشد، دارا بودن خارق العاده بودن اعمال خواب است، مانند پرواز کردن یا دویدن با سرعت بسیار زیاد. با تکرار این عمل شما احتمال انجام آن را در خوابتان افزایش میدهید و این چیزی است که به آن احتیاج دارید.
4. تکرار تمرین و تداوم
مراحل 1 تا 3 را در طول روز چندین بار تمرین کنید. هرگاه به یاد تمرین افتادید آن را انجام دهید. نمیتوان گفت چند بار در روز انجام دادن تمرین بررسی واقعیت کافی است و این بسته به خود شماست. بهترین و آزادترین حالت انجام آن در مواقعی است که بیاد می آورید، و دیگر نشانه هایی است که برای خود میگذارید. مثلا میتوانید برای خود اینگونه تعریف کنید که هرگاه وارد اتاقتان شدید تمرین بررسی واقعیت را انجام دهید یا بهتر از آن هرگاه از هر دری وارد شدید از خود بپرسید که آیا اکنون خواب میبینید؟ همانا این به مانند ورورد به آگاهی است و همیشه درهای زیادی هستند که ما را به آن میرسانند. در تمرینها پیوستگی داشته باشید. معمولا بعد از چند هفته ذهن شما در این کار ماهر شده و آگاهی در خواب برای شما با فاصله های معین زمانی رخ میدهد. البته قبل از آن احتمال دارد به یک یا چند آگاهی در خواب برسید ولی بعد از مدتی طولانیتر است که بیداری در رویا الگویی قوی و ثابت در شما میگردد.
خارج شدن از دایره رکود
اگر از اون دسته هستید که تعداد خوابهای آگاهانه تان کم شده این نوشته برای شماست. معمولا اکثر افراد درگیر این مسئله میشوند، و یکی از تبعات آن سرخوردگی و ناامیدی است. واقعا نگران نباشید، همه یک روز گرفتار میشوند. کارهای روزانه، ضربه روحی، عادتها همه اینها باعث میشوند که سطح انرژی شما پایین بیاد و این بر روی بیداری در خوابتان تاثیر میگذارد. علتهای دیگری میتواند مسبب این رکود باشد. آنچه مهم است، این است که بدانید شما هم میتوانید از این باتلاق خارج بشید! رها باشید چون هرچقدر بیشتر دست و پا بزنید و ناآرامی کنید بیشتر در آن فرو میروید.
در زیر فعالیتهایی را بر سطح انرژی من و شما تاثیر مستقیم دارند بیان میکنم. شاید خیلی بدیهی و ساده باشند. ولی غیر قابل چشم پوشی هستند.
ورزش
آیا ورزش میکنید؟ که گوشه تو اتاق تاریکتون کز کردید به این امید اینکه برونفکنی کنید؟ میخواهید تو خواب آگاه بشید؟ معلومه که اینطوری نمیشه. در واقع اگر بخواهیم این تجربیات را از لحاظ انرژی بررسی کنیم میزان رخداد آنها در افراد با انرژی حیاتی قوی بسیار بالاست. ورزش بدن را تقویت میکند. ذهن صافتر میشود، تنفس فوق العاده عمیق و قلب خون بیشتری را به تمام بدن منتقل میکند و به دنبال آن همه اندامها جان تازه ای میگیرند. از طرفی دیگر وقتی دستگاههای اصلی بدن فعالتر هستند، بر فعالیت چاکراها تاثیر مستقیم میگذارند. پس اگر دیگر مثل سابق نیستید، تقصیر را بر گردن روشها نیندازید، کمی حرکت کنید و از حرکت به سکون برسید. هرآنچه متحرک است تمایل به سکون دارد. این یک قانون بسیار ساده است. آن را به خاطر بسپارید.
فعالیت ذهنی
انجام کاری نیازمند آگاهی همیشه موثر است، زیرا اکثر ما در کارهای روزانه کمتر از آگاهیمان استفاده میکنیم و بیشتر اعمال را برحسب عادت و به صورت خود به خود انجام میدهیم، بدون آنکه درباره آنچه انجام میدهیم فکر کنیم. فعالیتی مثل خواندن یک کتاب فلسفی، یک داستان بسیار قوی، سعی در فهم و حل کردن یک معادله ریاضی یا یک مسئله فیزیک یا حتی طراحی و نقاشی بسیار موثر است. زیرا از یک طرف ما برای درک آنها سعی در بالا بردن آگاهیمان میکنیم که این مسئله ای طبیعی است و از طرفی دیگر تمرکزمان را به طور پیوسته مورد استفاده قرار میدهیم. تحرک رها راه را برای سکون هموار میسازد.
پاکسازی از انرژی فرسوده
بعضی وقتها مشکل در انرژی است. اگر در طبیعت بگردیم عنصری پاک کننده تر از آب پیدا نخواهیم کرد. به همین خاطر بهتر از تماستان را با آن بیشتر کنید و شبها قبل از خواب یک دوش بگیرید. کلا اگر هرچیزی را با آب بشورید رو به تمیزشدن میرود. طبیعت آب همینه! پس وقتی یک دوش میگیرید در واقع انرژیهای استفاده خودتان را به دست آب میسپارید و این کار اگر در شب انجام بگیرد در کیفیت خوابهایتان بسیار موثر است.
تغذیه
آیا در غذا افراط میکنید؟ یا شاید شام یک وعده اساسی برای شما است. بهرحال تجربه نشان داده که کسانی که با اعتدال غذا میخورند و چند ساعت قبل از وقت خوابشان شام میخورند احتمال اینکه به خواب بودنشان آگاه شوند یا برونفکنی کنند بیشتر است. به جای آنکه وقت خواب انرژی حیاتی شما صرف هضم شود، ذهن انرژی بیشتری تحت اختیار دارد و به دنبال آن احتمال آگاهی شما در رویا بیشتر است. سعی کنید برای شام غذاهای سبک بخورید. غذاهایی که هضم آنها بسیار راحت است.
یادتان باشد که تمرین همراه با شکیبایی شما را به هرکجا که میخواهید خواهد رساند. اگر هرگونه سوالی دارید لطفا از طریق ایمیل یا در قسمت نظرها مکاتبه کنید.
راهنمای کامل بیداری در رویا (قسمت سوم)
قدمهای عملی اول: تقویت حافظه رویا و همزمانی دو آگاهی
صحبت از بیداری در خواب بدون داشتن حافظه خواب فعال کاملا غیرعملی است، زیرا یکی از عناصر فعال آگاهی در رویا، حافظه ما از آن است. هر چه حافظه رویای ما فعالتر و قویتر باشد، میزان همزمانی آگاهی شخصی ما با آگاهی رویایمان بیشتر خواهد بود. شاید این حرف کمی برای شما گیج کننده باشد. به خواندن ادامه دهید، تا برایتان روشنتر شود. حافظه رویا، خاصیت عجیبی دارد، این حافظه خود نوعی آگاهی را به همراه دارد که در حالت عادی، فقط قسمت حافظه به صورت نسبی فعال است، ولی آگاهی حضور ندارد. وقتی حافظه فعال شود، آگاهی همراه با آن نیز فعال شده و این آگاهی نسبت به خواب همراه با آگاهی شخصی منجر به بیداری در خواب میشود. در واقع این همزمانی است که به ما این فرصت را میدهد که با تمام وجودمان بدانیم که خواب هستیم و باعث شود زمان در رویا متوقف شود. همانطور که گفتم، تقویت و فعالتر شدن حافظه رویا باعث میشود ما به همزمانی در رویا برسیم. اگر بازهم این گفته برای شما گنگ است، صبر کنید تا آن را در رویا تجربه کنید و آنگاه به معنی آن پی خواهید برد. ولی میپرسید چگونه میتوان حافظه رویا را تقویت کرد؟ چند راهکار ساده برای رسیدن به این مقصد وجود دارد. یکی از آنها یادداشت برداری از خوابها میباشد. شخص با تلاش برای به یاد آوری آنچه بر او در خواب گذشته، باعث فعالتر شدن آن میگردد. روند کامل آن را در قسمت بعد توضیح داده ام.
روند نوشتن خوابها و مکملهای آن
برای این کار یک دفتر با برگهای زیاد تهیه کنید، و فقط مخصوص این کار بگذارید. روی آن بنویسید "دفتر خوابها"، و آنرا همیشه در کنارتان در جایی که میخوابید بگذارید. برای انجام این کار به طور موثر شب قبل از خواب به صورت تلقینی به خود بگویید که تمام خوابهای خود را صبح موقع بیداری به یاد می آورید، و آنها را در دفتر می نویسید. در صورتی که بتوانید این جملات را با صدای بلند بگویید بسیار موثرتر است. فرض کنیم اکنون صبح است و شما از خواب بیدار شده اید، خوابهایی که دیدید در ذهن شما هنوز زنده هستند و شما میدانید با شروع به حرکت و تغییر وضعیت از خوابیده به نشسته خوابها شروع به کمرنگ شدن میکنند. یکی دیگر از خاصیت خوابها حساسیت بسیار زیاد آنها به وضعیت شما پس از بیداری است. در حالیکه نشسته اید و قلم و دفتر خواب در دستان شما همانطور به همان وضعیت شروع به چرخیدن بکنید، و سعی کنید در این حال چشمانتان بسته بمانند و ببینید در چه حالتی از چرخش خوابها برای شما زنده تر میشوند. پس از چرخش به اندازه مناسب شروع به نوشتن کنید. اگر نمی توانید خوابها را به صورت کامل به یاد بیاورید، هر آنچه را بیاد آوردید بر روی کاغذ بنویسید. اگر به این روند ادامه دهید کم کم سناریوهای خواب برای شما مفهومتر خواهند شد. روشی که میتوانید از آن کمک بگیرید مرور کردن افراد، اشیاء، جاها، و اسمهای مختلف است. در صورتی که خوابی مرتبط با آن اسم دیده باشید این مرور کردن باعث خواهد شد شما صحنه مربوط به آن را بیاد آورید. این روش بسیار موثر و امتحان شده است. در صورتی که میتوانید تاریخ کامل آن روز را هم به خواب اضافه کنید. اکنون میتوانید یک کار مفید دیگر انجام دهید، در زیر نوشته خودتان میزان موفقیت خود را در بیاد آوردن خوابهای آن صبح بنویسید. فقط کافی است بنویسید که به نظر خودتان تا چه حد توانسته اید خوابهای شب گذشته را به یاد آورید. این روش مکمل تاثیر روانی بسیار خوبی دارد، از آن جهت که به تدریج هرچه قدر در بیاد آوردن خوابها قویتر میشوید در تحلیل وضعیت خود بسیار قویتر میشوید که این آگاهی کلی شما را تقویت میکند و باعث میشود بعضی اوقات نکات ریزی را متوجه شوید که به شما در بهتر به یاد آوردن خوابهایتان کمک کند. بهرحال، بعد از مدتی که در این کار پیش رفتید، متوجه میشوید که زبان نوشتاری شما از خوابها بسیار دقیقتر شده و جزئیاتی را که به یاد می آورید واقعا بسیار زیاد شده است، به طوری که به جایی میرسید که خوابی بیش از یک صفحه و دو صفحه شود. این نشانه خوبی است و نشان میدهد که شما به خوبی پیش میروید. ولی بهرحال تا وقتی که به اولین آگاهی در خواب رسیدید سعی کنید هر روز صبح حتما خوابهایتان را بنویسید. رها کردن تمرین به مانند ورزشکاری است که تمرینها را رها کرده است و وقتی میخواهد دوباره به فعالیت بپردازد میبایست تلاشش را بسیار بیشتر از قبل کند. نکته دیگری که بسیار به شما کمک خواهد کرد این است: در کنار خوابهایی که وضوح بسیار بالایی دارند، هرچند در آنها آگاه نیستید یک علامت مخصوص بگذارید تا مشخص کنید که این خواب از کیفیت بسیار بیشتری برخوردار بوده است. این کمک میکند وقتی خوابهایتان به اندازه کافی زیاد شدند در بین تاریخهای آنها مقایسه کنید که با چه فاصله زمانی آنها رخ میدهند و دیگر اینکه تعداد آنها در یک دوره مشخص چقدر افزایش پیدا کرده است. این عمل شما اطلاعات بسیار زیادی در دسترستان قرار خواهد داد. سعی کنید هر چند مدت یا اگر میتوانید هر شب خوابهای قبل را در دفتر خواب مرور کنید و بیاد بیاورید که چگونه بوده اند.
راهنمای کامل بیداری در رویا (قسمت دوم)
آگاهی برای چه؟
از خودتان بپرسید. چرا میخواهید به چنین آگاهیی برسید؟ قصد شما از برداشتن این قدم چیست؟ بهرحال در کل این راهنما، این مسئله همانگونه که طبیعتش هست، شخصی خواهد ماند. این مسئله ای است که شما میبایست با خود مطرح کنید، و قصد من از طرح این سوال باز داشتن شما از هیچ چیز، یا حتی تشویق شما نیست. اینکه الان در حال خواندن این سطور هستید، دلیل کافیی است که نشان دهد توجه شما جلب شده است. تبتی ها به مرحله پس از مرگ "باردو" میگویند. در واقع خواب شباهت بسیاری به باردو دارد. هر دو حالت نیاز به آگاهی دارند، تا بتوانیم از روند آنها خارج شویم. وقتی فردی میمیرد، در ابتدا به طور کامل بدن را با هرآنچه دارد ترک میگوید، و مرحله بعد شروع میگردد. در اینجا او آگاهی خود را برای مدتی از دست میدهد. زیرا ذهن سطح فیزیکی او دیگر در دسترس او نیست، و مدتی طول میکشد تا آگاهی او وارد کالبد ذهنی او گردد. در اینجاست که باردو شروع میشود. در صورتیکه فرد زندگی آگاهانه ای نداشته، و لحظات زندگیش مانند عکسی غبار زده است که روزی اتفاق افتاده، ولی مثل اینکه کسی دیگر آن لحظات را داشته و او واقعا نمیداند چه شده. کسی که داشته ها و وابستگی های دنیوی به مانند زنجیرهایی برای ذهن او در آمدند، او از این لحظه به بعد، وارد توهمی دیگر خواهد شد. آگاهی او در دنیا روند خود را بعد از مرگش ادامه خواهد داد. بودا گفت "این دنیا حقیقی نیست". این شخص به حقیقت نمیرسد، بلکه واقعیتی برای خود میسازد و آن را زندگی میکند. تبتی ها معتقدند با آگاهی در خواب میتوان بر باردو فائق آمد، و هنگام مرگ به این حقیقت که ما اکنون دنیا را ترک کرده ایم برسیم. در واقع برای آنها آگاهی در خواب تمرینی است، که به غیر از نتایج بسیارش، در نهایت منجر به این میشود که بتوانند در باردو بیدار شوند، و دیگر در باردو نباشند. در اینجا میگویم من تبتی نیستم، و قصد من از بیان این مطلب که برایم بسیار به حقیقت نزدیک است، این است که به شما تلنگری بزنم، تکانی ناچیز به شما بدهم، و به شما بگویم، آگاهی بسیار با ارزش است، بدانید برای چه و چرا خواسته شما، و فقط شماست. خودتان را بشناسید.
قانون ابدی: هرآنچه بکارید، همان درو خواهید کرد
وقتی صحبت از آگاهی است، نیاز دارید که برای رسیدن به آن بهایی بپردازید. آن بها توجه شماست. برای رسیدن به آگاهی در خواب، میبایست که بذرهای آن را در ابتدا بکارید. کسانی که تمرینهای آگاهی در خواب را آغاز میکنند، معمولا بعد از مدت زمانی به این آگاهی به صورت نسبی دست پیدا میکنند، و آگاهی آنها شروع به فعال شدن میکند که معمولا نشانه های آن خوابهایی بسیار واضح است همراه با آگاهی اندک، و بعد از مدتی که آگاهی آنها به سطح کافیی از انرژِی رسید، لحظه ماندگار آنها میرسد. لحظه ای که برای اولین بار طعم آگاه شدن در رویایشان را می چشند، و انرژی آگاهی آنها به مانند آتشی سراسر خوابشان را به آتش میکشد. آنها دیگر بیدار شده اند. در اینجاست، که فرد دارای نظمی بسیار روان می شود، و تمرینهای او که اکنون روندی نسبتا ثابت پیدا کرده اند، باعث میشوند که این آگاهی روز به روز تثبیت شده، و سطح آن افزایش پیدا کند. تمرینات و توجه پیوسته شما باعث میشوند که به آگاهی برسید، ولیکن این نکته را هم در نظر داشته باشید، امکان دارد مدت زمانی بگذرد تا بتوانید به اولین آگاهی در خواب برسید، ولی امیدوار باشید، زیرا هیچکدام از تمرینهای شما بیهوده نخواهد بود، بلکه انرژی است که قصد نهفته در آن آگاهی شما را برنامه ریزی کرده، و شما با استمرار در آنها به آگاهی در خواب دست پیدا خواهید کرد. صبر داشته باشید، و بدانید که به زودی زمان درو کردن خواهد رسید، درو کردن ثمره آگاهی.
تبلیغات